ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

66

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

نگه دار كه أو در صورت تمايل بتواند روزى از آن راه برگردد . وهر كه به تو گمان خير ونيكى داشته باشد ، در عمل به گمان أو جامهء عمل بپوشان ، وحق برادرت را مبادا ضايع گردانى ، به اعتماد دوستى كه بين تو وأو وجود دارد ، زيرا در حقيقت ، آن كسى كه حقش را ناديده گرفته‌اى برادر تو به حساب نيامده ، ومبادا اعضاى خانواده‌ات در اثر رفتار تو بدبخت‌ترين مردم باشند ، با كسى كه از تو فاصله مىگيرد ، اظهار علاقة مكن ، ونبايد گسستن برادر ديني از تو بر پيوستن تو با أو ، وبدى كردنش بر خوشرفتارى تو با أو بچربد وقويتر باشد . ونبايد ظلمي كه ستمگر بر تو روا داشته است ، بزرگ جلوه كند ، زيرا أو در حقيقت به زيان خود وسود تو شتافته ، وپاداش كسى كه تو را خوشحال كرده آن نيست كه تو أو را غمگين سازى » . [ شرح ] ( 61996 - 61971 ) اين بخش مشتمل بر سفارش نسبت به لطايفى از حكمت عملي ومكارم اخلاقى است كه أمور مربوط به معاش ومعاد به وسيلهء آنها سر وسامان مىيابد ، ودر صدر همهء آنها توجّه دادن بر ضرورت مرگ را قرار داده تا بر آن أساس آنچه را كه مىخواهد از موارد نصيحت وحكمت ، سفارش وتوصيه نمايد . وآن هشدار به دو مطلب است . اوّل آن كه انسان در تمام مدّت عمرش در حال سفر به جانب آخرت است ، واين سفر با مركب‌هاى سواري محسوس ودر راههاى محسوس نمىباشد ، بلكه مركب اين سفر ، شب وروز است ، ولفظ مطيّه ( مركب سواري ) را استعاره از شب وروز آورده است از اين رو كه آن دو اجزاى اعتباري زمان هستند ، ودر پى يكديگر مىآيند وبا پايان گرفتن اين اجزاء ، زمان پايان مىگيرد ، وشخص بر حسب اجزاى زماني در جايگاههايى قرار مىگيرد كه مدّتش براي أو تعيين شده است تا اين دنيا پايان مىگيرد وسفر آخرت آغاز مىشود ، همان طور كه انسان در دنيا منازلى را طي مىكند تا به سر منزل مىرسد ، همچنين در سخن امام ( ع ) ، المسافة ، استعاره است از مدّت مشخّصى كه در دنيا زندگى مىكند ، از